فرهنگ برهنه (1)

به نام ایزد منان که یادش آرامش دهنده ی قلب هاست و وجودش حاکمی بر گیتی است. نباید گفت که خداوند چون کوه استوار و تواناست بلکه کوه ذره ای از این وجود جاودان است. یزدان دانا و توانا به انسان، اشرف آفرینش گفت : تو جانشین من بر زمین هستی!

چون انسان ذره ای از وجود جاودان خداست بخشی از کرامت ها و خداگرایی ها در وجود او حس میشود بر این اساس دوست دارد هم چون خدا بر زمین حکمرانی کند و برای همین است که در زمین انسان که هیچ نیست، بخشی از زمین را برای خود گرفته و بر آن حکومت می کند. گاه این حکمرانی به حدی می رسد که خود را خدا می داند و می نامد؛ همچون فرعون های مصر باستان اما گاه همچون کورش کبیر( شاه شاهان) اولین پادشاه و امپراطور ایران زمینخود را از مردم ساده و بی آلایش می داند و به فرهنگ و آیین و مذهب مردم کشور های روزگار خود در اوج قدرت و فرهنگ و تمدن احترام می گذارد.

این تناقض ها برای چیست؟ جواب این سؤال فقط روحیه ی شیطانی است که در وجود آدمی رسوخ می کند؛ ودر کتاب برتر قرآن از آن به عنوان نفس اماره یاد شده!

پادشاهان ایران باستان نفس شیطانی خود را خاموش کرده و آن را اهریمن می نامیدند و در نوشته های خود بارها و بارها ازاین که پادشاهی و حکومت را اهورا مزدا (خداوند) به آن ها به امانت داده است و آنان به نیابت از او در زمین فرمانروا هستند یاد کرده اند. با وجود چنین روحیه ای در پادشاهان ایران زمین باستان خود را شبیه به سردمداران حکومتی خود می کردند یعنی همچون کورش کبیر یا داریوش کبیر و... . با این که کورش کبیر مدتی در این زمین زندگی کرد ولی بعد ها اسوه ی پادشاهان اشکانی و ساسانی تا آن جا که ساسانیان خود را از نوادگان هخامنشیان می دانسته اند و حتی پادشاهان بعد اسلام ( برترین دین) همچون حکومت آل بویه و سامانیان و... این دوره را الگو خود قرار داده بودند.

از آن همه شکوه و بزرگی که ایران و ایرانیان پارسی داشته اند که حدود 2569 ( سال پادشاهی ) از آن زمان می گذرد به حال میرسیم ؛ مردم این روزگار به جای اهمیت دادن به ارزش ها و هنجارهای گذشته آن را به باد فراموشی سپرده اند (خود گاه توهین به آن را دیده ام!) و به سوی ارزش ها و هنجارهای غربی می روند تا آنجا که نماد فروهر جای خود را به نماد های شیطان پرستی غربی که منشع آن کشور انگلیس ( روباه پیر سیاست که لعنت خدا بر آن ) میدهند که اوج غرب زدگی است. اما تا این حد هم بد بین نباشیم مردم ایران همه به این شکل نیستند و تاریخ و تمدن ایران باستان و ایران بعد اسلام برای آنان ارزش و احترامی دارد.

در این میان یک گروه می ماند گروهی که نادان است نه ایرانی است و نه غرب زده و بدون هیچ آگاهی فقط زندگی می کند این قشر از همه بیشتر است و بد بختی از آن است . شادی و تفریحش دود ، در حالت عادی افسرده و در غمش مبحوت و مجهول است.

اگر قلم کماندار(تخلص نویسنده) بخواهد بنویسد ، دیگر نایی ندارد چون اگر همین طور ادامه دهد اشک ها جاری می شود. فقط چند نکته باقی می ماند که چرا این همه تفاوت؟ جواب این سؤال این است آگاه باشید!!!

یک کلام ایرانی باش و دوستدار ایران و از بیگانه چه عرب و چه غرب دوری کن دوری نه به معنا که فرار کن بلکه فرهنگ و تمدنت را مستقل کن برای مقابله با آن با نگویند که تو نادانی!!!

این شعار را تبدیل به واقعیت کن : آینده مال ماست!

(کماندار)

 

 

نویسنده:  کماندار

ویراسداری : آرش

لطفا بدون درج منبع کپی نکنید!!!

Http://www.iranhistoric.blogfa.com