جشن مهرگان

زمان مهرگان
زمان این جشن در روز مهـر از ماه مهر برابر با شانزدهم مهرماه است. عدهای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم مهر برگزار میکنند. حال آنکه بسیاری از ایرانشناسان آنرا نادرست میدانند.
زمان برگزاری جشن مهرگان در یکم ماه مهر و آغاز فصل پاییز بوده است و این شیوه دستکم تا پایان دوره هخامنشی و احتمالاً تا اواخر دوره اشکانی نیز دوام داشته است. اما از این زمان و شاید در دوره ساسانی، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهم ماه مهر منتقل میشود. و اکنون حدود دو هزار سال است که این جشن به شانزدهمین روز این ماه یا مهر روز از مهرماه در گاهشماری ایرانی منسوب است. اما این زمان در میان اقوام گوناگونی که از تقویمهای محلی نیز بهره میبرند، متفاوت است. برای نمونه زمان این جشن در گاهشماری طبری/ تبری و نیز در گاهشماری سنتی یزدگردی زرتشتیان، فعلاً برابر با حدود نیمهٔ بهمنماه ، و در گاهشماری دیلمی برابر با سیام بهمنماه است.
زمان برگزاری مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاییز بوده است. بنابر سنگنوشته بیستون، داریوش بزرگ بر گئومات مغ در روز دهم ماه بگیادیش (ماه هفتم، برابر با مهر) پیروز شده است. به گزارش هرودوت، از آن سال ایرانیان آن روز را به نام روز ««مگوفونی»» (مغکشی) جشن میگرفتند. پژوهشگران با توجه به اشتباهات یونانیان از خوانش نامهای پارسی احتمال میدهند که این واژه ««بگو زتی»» باشد که در این صورت نه به مغ، که به بغ (مهر) پیوند دارد. و در این روز ایرانیان به قربانی کردن برای بغ میترا میپرداختند و نه مغکشی. احتمالا از دوره اشکانی و یا ساسانی جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهمین روز ماه مهر منتقل میشود.
اما این زمان در میان اقوام گوناگونی که از تقویمهای محلی نیز بهره میبرند، متفاوت است. برای نمونه زمان این جشن در گاهشماری طبری/ تبری و نیز در گاهشماری سنتی یزدگردی، فعلاً برابر با حدود نیمهٔ بهمنماه و در گاهشماری دیلمی برابر با سیام بهمنماه است.
زرتشتیان جشن مهرگان را همه ساله در اواخر ماه بهمن و یا در حدود دهم ماه مهر برگزار میکنند. موبد کورش نیکنام برگزاری جشنها با استفاده از گاهشماریهای سنتی با ماههای 30 روزه را بیتوجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی در جشنها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماههای 31 روزه را یادآور شده است.
به باور آنها با اصلاحات گاهشماری و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال که در سال ۱۲۸۵ خورشیدی پس از مشروطه انجام شده و در ۱۳۰۴ به تصویب مجلس رسید، مهر روز از مهرماه یا شانزدهم مهر در زمان ابوریحان بیرونی، برابر میشود با دهم مهر کنونی. اما چنین ادعایی با منابع تاریخی مغایرت دارد. چرا که گاهشماری جلالی خیام دارای ماههای 31 روزه بوده است.
برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به: گاهشماری جلالی بخش قوانین تقویم ایرانی.
مهرگان دارای سه بعد طبیعی، اسطورهای و دینی است.
مهرگان طبیعی
مهرگان همچون نوروز دارای اعتدال کیهانی است. اندازه شب و روز در مهر برابر میشود و شاید از همین رو این ماه را به نام مهر که ایزد داوری و عدالت و دادگستری است گذاشته اند. همچنین مهر برابر است با پایان فصل برداشت کشاورزی. از این رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان که عمده مردمان دوران کهن بودند است. همچنین این حاکمان در این زمان خراج و مالیات را از مردم میستاندند و از این رو برای دولتهای عرب و ترک و مغول که بر ایران چیره شده و با فرهنگ آنان بیگانه بودند هم مهرگان رسمیت داشت. برخی بر این باورند که در دوره هایی نوروز ایرانی، نوروز پاییزی بوده است و نوروز بهاری سپس بر آن غلبه یافته است.
مهرگان اسطورهای
شاید پیروزی داریوش بزرگ بر گئومات مغ غاصب که به ادعای کتیبه بیستون، بر مردم ستم کرده و مال آنها را ستانده و نیایشگاهها را ویران کرده بود، باعث شد تا بنا بر داستان کهن ضحاک و فریدون پیروزی نیکی بر بدی در این تاریخ روایت شده و زان پس مهرگان را روز پیروزی کاوه آهنگر و بر تخت نشستن فریدون شاه بدانند. دقیقی شاعر زرتشتی چنین میسراید:
مهرگان آمد جشن ملک افريدونا آن کجا گاو به پرورش بر مايونا
و اسدي توسي و فردوسی نیز در شعر خود داستان حماسی فریدون و ضحاک را در خور توصیف دانسته اند.
ابوريحان بيروني در التفهيم مي نويسد :
مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرين روز، افريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، انک معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود.... و در آثار الباقيه آورده است که:
- سلمان فارسي میگويد: ما در عهد زرتشتی بودن میگفتيم: خداوند برای زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد. و فضل اين دو روز بر روزهاي ديگر مانند فضل ياقوت و زبرجد است بر جواهرهای ديگر. و بيورسب هزار سال عمر کرد. اين که ايرانيان به يکديگر دعا میکنند که : " هزار سال بزی " از آن روز رسم شده است، چون ديدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند و اين کار در حد امکان است، هزار سال زندگی را دعا و آرزو کردند.
ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی میگوید:
- این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.
گزارش خلف تبریزی دربارهٔ پیدایش مهرگان این چنین است:
- ... و در این روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز بر تخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...
مهرگان دینی
- کومون خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب خود «آیین میترا» چنین میگوید: «.. بدون تردید، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی» یعنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر» میگفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایش مسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.»
در ایران که از دوره هخامنشی دین مزداپرستی یا زرتشتی در غرب کشور همچون شرق چیرگی یافت، میترا از مقام بزرگترین خدای آریایی تنزل کرده و یکی از آفریدگان اهورا مزدا دانسته شد. با اینحال از دوره اردشیر دوم هخامنشی، میترا در کنار آناهیتا به عنوان ایزدی بزرگ ستایش میشد. زرتشتیان در جشن های برابری روز و ماه ایزد مربوطه را ستایش میکردند و یشت ویژه آن ایزد در اوستا را میخواندند. که در این میان مهریشت که در ستایش میترا است، کهنترین، استوارترین و مهمترین یشت اوستا است.
آیین های مهرگان
آنگونه که از مجموع منابع موجود، همچون نگارهها و متون باستانی و نوشتههای مورخان و دانشمندان قدیم ایرانی و غیر ایرانی (مانند فردوسی، بیرونی، ثعالبی، جهانگیری، اسدیِ توسی، هرودوت، کتسیاس، فیثاغورث، . . .) و نیز آثار شاعران و ادیبان (مانند جاحظ، رودکی، فرخی، منوچهری، سعد سلمان، . . .) دریافته میشود، مردمان در این روز تا حد امکان با جامههای ارغوانی (یا دستکم با آرایههای ارغوانی) بر گرد هم میآمدهاند؛ در حالی که هر یک، چند «نبشته شادباش» یا به قول امروزی، کارت تبریک برای هدیه به همراه داشتهاند. این شادباشها را معمولاً با بویی خوش همراه میساخته و در لفافهای زیبا میپیچیدهاند.
در میان خوان یا سفره مهرگانی که از پارچهای ارغوانی رنگ تشکیل شده بود، گل «همیشه شکفته» مینهادند و پیرامون آنرا با گلهای دیگر آذین میکردند. امروزه نمیدانیم که آیا گل همیشه شکفته، نام گلی بخصوص بوده است یا نام عمومیِ گلهایی که برای مدت طولانی و گاه تا چندین ماه شکوفا میمانند.
در پیرامون این گلها، چند شاخه درخت گز، هوم یا مورد نیز مینهادند و گونههایی از میوههای پاییزی که ترجیحاً به رنگ سرخ باشد به این سفره اضافه میشد. میوههایی مانند: سنجد، انگور، انار، سیب، به، ترنج (بالنگ)، انجیر، بادام، پسته، فندق، گردو، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرما، خرمالو و چندی از بودادهها همچون تخمه و نخودچی.
دیگر خوراکیهای خوان مهرگانی عبارت بود از آشامیدنی و نانی مخصوص. نوشیدنی از عصاره گیاه «هَـئومَـه/ هوم» که با آب یا شیر رقیق شده بود، فراهم میشد و همه باشندگان جشن، به نشانه پیمان از آن مینوشیدند. نانِ مخصوص مهرگان از آمیختن آرد هفت نوع غله گوناگون تهیه میگردید. غلهها و حبوباتی مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. دیگر لازمههای سفره مهرگان عبارت بود از: جام آتش یا نوکچه (شمع)، شکر، شیرینی، خوردنیهای محلی و بویهای خوش مانند گلاب.
آنان پس از خوردن نان و نوشیدنی، به موسیقی و پایکوبیهای گروهی میپرداختهاند. سرودهایی از مهریشت را با آواز میخوانده و اَرْغُـشت میرفتهاند (میرقصیدهاند). شعلههای آتشدانی برافروخته پذیرای خوشبوییها (مانند اسپند و زعفران و عنبر) میشد و نیز گیاهانی چون هوم که موجب خروشان شدن آتش میشوند.
از آنجا که نشانههای بسیاری، همچون تندیسها، کتیبهها و سنگنگارهها (از جمله نگارههای میترا در نمرود داغ و کوماژن)، از رواج آیین مهر در آسیای کوچک (آناتولی) حکایت میکند؛ بعید نیست که «سماع»های عارفانه پیروان طریقه «مولویه» در شهر قونیه امروزی، ادامه دیگرگون شده همان ارغشتهای میترایی باشد.
در پایان مراسم، شعلههای فروزان آتش، نظارهگر دستانی بود که بطور دستهجمعی و برای تجدید پایبندی خود بر پیمانهای گذشته، در هم فشرده میشدند.
مهرگان در زمان حاضر
بهرام فره وشی از برگزاری مهرگان به عنوان جشنی خانوادگی، در بین زرتشتیان یزد و کرمان و نیز " از آیین قربانی کردن گوسفند، در برخی از روستاهای زردشتی نشین یزد، برای ایزد مهر " خبر میدهد. تا سی سال پیش، زردشتیان کرمان، در این روز، به یاد مردگان، مرغی را کشته و شکمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراک ویژه، یادمان مردگان میپختند.
جشن آغاز سال تحصیلی دانشگاه تهران، که در نیمهٔ اول مهرماه است، در برخی از سالها در دهم یا شانزدهم مهر ( مهرگان ) برگزار میشد.
زمان برگزاری آیین قالی شویان در مشهد اردهال را جلال آل احمد، با مهرگان هم پیوند میداند. صدرالدین عینی در یادداشتها، از جشنی در تاجیکستان و سمرقند یاد میکند که هر سال در ماه میزان برگزار میشد. جشنی که میتواند، با همهً دگرگونیها، بازماندهً جشن مهرگان باشد.
برخی انجمن ها و نهادهای مردمی و غیردولتی نیز تلاش میکنند این جشن بزرگ را زنده گردانند.
مهرگان در اشعار
فردوسی در شاهنامه به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره کرده است:
| فریدون چو شد بر جهان کامکار | ندانست جز خویشتن شهریار | |
| به رســم کیان تاج و تخت مهی | بیاراست با کاخ شاهنشهی | |
| به روز خجسته ســر مهر ماه | به سر بر نهاد آن کیانی کلاه | |
| زمانه بی اندوه گشـت از بدی | گرفتند هر کــس ره بـخردی | |
| دل از داوری هـا بپرداخـتـنـد | به آیین، یکی، جشن نو ساختند | |
| نـشـسـتـنـد فرزانگان، شادکام | گـرفتند هـر یک ز ياقوت، جام | |
| می روشن و چهره ی شاه نـَو | جهان نو ز داد از سر ِماه نـَو | |
| بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد | همه عنبر و زعفران سوختند | |
| پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت | تن آسانی و خوردن آیین اوست | |
| کنون یادگارست از و ماه مهر | به کوش و به رنج ایچ منمای چهر |
عنصری سراید:
| بمهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال | نیک روز و نیک جشن و نیک وقت و نیک فال |
مسعود سعد سلمان گوید:
| بروز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان | مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان | |
| بمهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر | مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان | |
| بجام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ | وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان | |
| بکاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد | بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان |
منوچهری دامغانی سراید:
| بشاد باشید که جشن مهرگان آمد | بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد | |
| بکاروان مهرگان از خَزران آمد | یا ز اقصای بلاد چینستان آمد | |
| بنا از این آمد، بالله نه از آن آمد | که ز فردوس برین وز آسمان آمد | |
| بمهرگان آمد، هان در بگشاییدش | اندر آرید و تواضع بنماییدش | |
| باز غبار راه ایدر بزداییدش | بنشانید و به لب خرد نجاییدش | |
| بخوب دارید و فرمان بستاییدش | هرزمان خدمت لختی بفزاییدش |
اسدی توسی در گرشاسب نامه از چرایی پیدایش مهرگان گزارش میدهد:
| فــریـدون فــرخ بـه گـرز نـبـرد | ز ضـحـاک تـازی بـرآورد گرد | |
| چو در برج شاهین شد از خوشه مهر | نشست او به شاهی سر ماه مهر |
رودکی درباره ی مهرگان چنین سروده است:
| ملکا جشن مهرگان آمــــد | جشن شاهان و خسروان آمــد | |
| جز به جای ملهم و خرگاه | بـــدل بــاغ و بـــوسـتـان آمـــد | |
| مورد برجای سوسن آمـــد بــاز | مــی بر جــای ارغــوان آمــــد | |
| تو جوانـمرد و دولت تو جـوان | مــی بر بخت تــو جـوان آمــد |
((ناصر رشنو))در باره ي جشن مهرگان چنين سروده است: مهرورزي هنر ايرانيان/ مانده از پيشينيان/ زنده بادا مهرگان/ همچو نوروز يادگار پارسيان/ تا كه هست يك ايراني اندر جهان/ الگوي آشتي و مهر است در جهان (پايان سروده)
موسیقی مهرگان
خلف تبریزی در برهان قاطع برای یکی از مقامها و لحنهای موسیقی سنتی ایران نام «موسیقی مهرگانی» را آورده است، که گمان می رود در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه ای نواخته میشده که اکنون از آن آگاهی نداریم.
همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است و نیز نظامی گنجوی در منظومهٔ خسرو و شیرین نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.
نکتهها
- هاشم رضی واژهٔ "گان" را پسوندی میداند برابر با معنی جشن، بنا براین یا باید گفت جشن مهـر و یا مهرگان.
- واژگان «مهرجان»(مهرجانات) و «نیروز» که معرب شده ی مهرگان و نوروز است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه ی خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، کاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان و عرب زبان گردیده است نیز، نشانه ی دیگری است بر فر و شکوه این دو جشن باستانی.